تبليغاتX
هویت (معمای وجود)
فرهنگی - سیاسی - اجتماعی
● نويسنده: محمد رضا - تاجيك

● منبع: سایت - ایران و جامعه اطلاعاتی

 
 

جوامع‌ نوين‌ از آغاز تشكيل‌ «جوامع‌ اطلاعاتي‌» بوده‌اند. درك‌ اين‌ حقيقت‌ضرورت‌ دارد كه‌ همه‌ كشورها «جوامع‌ اطلاعاتي‌» بوده‌اند، چرا كه‌ توليد قدرت‌ براي‌ دولت‌، پيامد گردآوري‌، نگه‌داري‌ و كنترل‌ اطلاعاتي‌ است‌ كه‌ در جهت‌ اهداف‌ رهبري‌ جامعه‌ به‌ كار مي‌رود. اما در دولت‌ - ملت‌ با يك‌پارچگي‌ اداري‌ بسيار زياد و خاص‌ خود، اين‌ امر با استحكام‌ بسيار بيش‌تري‌ توام‌ بوده‌ كه‌ تاكنون‌ سابقه‌ نداشته‌ است‌. گيدنز، 178: 1985

در كتاب‌ «پادشاه ازل‌ و ابد»، نوشته‌ تي‌.اچ‌.وايت‌، (نويسنده‌-م) مرلين‌، آرتور جوان‌ را سوار پرنده‌اي‌ مي‌كند تا بتواند آسمان‌ها را بپيمايد و تصوير دقيقي‌ از دنياي‌ پايين‌ به‌ دست‌آورد. يكي‌ از مشاهدات‌ اصلي‌ بي‌اهميت‌ بودن‌ نسبي‌ مرزهايي‌ بود كه‌ از بالا ديده‌ مي‌شدند. آرتور تنگه‌ها را به‌ روشني‌ و به‌ وضوح‌ يك‌ نقشه‌ مي‌ديد. مرزها خطوطي‌ غير واقعي‌ بودند. كافي‌ بود كه‌ مرزهاي‌ غير واقعي‌ موجود در كره‌ زمين‌ از اذهان‌ بيرون‌ بروند، پرندگان‌ در حال‌پرواز به‌ طور فطري‌ اين‌ مرزها را ناديده‌ مي‌گيرند. مرزها چه‌قدر ابلهانه‌ به‌ نظر مي‌رسيدند و براي‌ بشر نيز تصويري‌ غير از اين‌ نبود، اگر مي‌توانست‌ پرواز كند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم شهریور 1387ساعت 10:40  توسط دشتکی  | 

مشروح// عباس عبدي در گفتگو با فارس:

شعار «عبور از خاتمي» را خاتمي عملي كرد                    

خبرگزاري فارس: عباس عبدي مي گويد،

شعار عبور از خاتمي را افراد ديگري دادند و

 البته عملش را خود آقاي خاتمي انجام داد،

يعني خود آقاي خاتمي از خودش عبور كرد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم شهریور 1387ساعت 9:56  توسط دشتکی  | 

شهروندامروز:مقدمه-چندان با تعريف نقد كاري ندارم। بيشتر با حاملان نقد كه روشنفكرا‌ن هستند سروكار دارم و بنا دارم از دلايل عدم تداوم تاريخي و مستمر نقد در سازوكار عيني جامعه ايراني سخن بگويم. فرض من در اين يادداشت آن است كه همه خير و بركتي از نقد طلب مي‌كنند. فرض من بر اين است كه اصحاب نقد و كساني كه بر بركت و ضرورت نقد پاي فشرده‌اند، فكر مي‌كنند از اين آب نهالي خواهد شكفت و حركت و تحول و پايان عسرت‌هاي اجتماعي و سياسي را از آن انتظار برده‌اند. به اين معنا، تصور مي‌كنم كه منتقدان كه همان روشنفكران هستند، با همه اختلافاتشان پيش‌برنده طرح و آرماني تاريخي طي يكصد و اندي سال پيش بوده‌اند. سوال اصلي من در اين يادداشت عبارت از آن است كه چرا نقد و حاملانش كه روشنفكران‌ هستند به اعتبار آرماني كه پيش برده‌اند به يك قدرت اجتماعي قابل عنايت بدل نشده‌اند؟ چرا قادر نيستيم از يك سنت روشنفكري در جامعه ايران به طور جدي سخن بگوئيم.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه سوم شهریور 1387ساعت 13:45  توسط دشتکی  |