معمولاً همان چيزي را ادراک مي کنيم که انتظار داريم
نويسنده : محمدرضا تاجيك
اعتماد:
آيا آمريکايي ها از اصلاح طلبان حمايت مي کنند
1- اجازه مي خواهم براي پاسخ به اين پرسش، تمهيد نظري کوتاهي را دستمايه خود قرار دهم. اين تمهيد نظري، مبتني بر اين منطق است که ما معمولاً همان چيزي را ادراک مي کنيم که انتظار داريم. اطلاعات تازه با تصاوير موجود در ذهن ما همگون مي شود. هر چقدر ابهام اطلاعات دريافتي بيشتر باشد، شخص از درستي تصوير ذهني خود مطمئن تر و به همان ترتيب پايبندي او به ديدگاه تثبيت شده بيشتر خواهد بود. بنابراين، معمولاً فردي که اسير «انتظارات» خود است، هدفش از تحليل، پرده برداري از واقعيت عيني نيست، بلکه کشف اين نکته است که چگونه اين واقعيت را به گونه يي خلق کند که عيني و طبيعي به نظر برسد. نظريه دريافت، آن گونه که استوارت هال به توضيح آن مي پردازد، بر اين ايده تاکيد مي ورزد که متن - چه کتاب باشد چه فيلم - منفعلانه از سوي مخاطبان پذيرفته نمي شود، بلکه مولفه هاي فعالانه را هم شامل مي شود. فرد درباره معناي متن مذاکره مي کند. معنا به پس زمينه فرهنگي فرد وابسته است. پس زمينه، مي تواند توضيح بدهد که چطور بعضي خوانندگان قرائت خاصي از متن را مي پذيرند در حالي که ديگران ردش مي کنند. به بيان ديگر، دريافت کننده اطلاعات از طريق فرآيندهاي توصيف و مفهوم سازي و جايگزين سازي، معناي آنچه را دريافت کرده، برمي سازد يا بازنمايي مي کند. پس، بازنمايي، رفتاري است که از طريق آن ما واقعيت را واجد معنا مي سازيم؛ همچنين معناهايي را که درباره خودمان و ديگران و جهان پيرامون مان ايجاد مي کنيم، از طريق بازنمايي با يکديگر سهيم مي شويم يا مورد مجادله قرار مي دهيم.
كفتار، كركس، جغد
غزه!
دخترك معصوم.
سیهچشم، میان باریك، گندمگون!
با رقه شرقی نگاهت، در واپسین درنگ انتظار،
میلاد «كلمه» را نوید میداد
و لبان بیرنگ «مریم باكره» را جلا میبخشید!
قهقهه جاری در پسكوچههای ناصره و نابلس،
پژواك سرمستی كودكان تو بود،
به پیشواز «مسیح»!
اما رمز این حصار وحشی سنگها را،
آیا كسی هست – حتما باید باشد – كه بداند؟!
پس چرا ناگهان، زهدان سترون تاجران ننگ، تراوید؟!
«دروازهها» باز شد، برای عبور «آذوقههای مرگ»!
سفره بگشایید!
به هركس سهمی خواهد رسید، درخور و شایسته:
یك «بمب خوشگل و مامانی» برای تو!
به پاس هدیه تولد مسیح.
یك «جام خون» برای دروازهبان!
به پاس گشودن راه عبور.
یك «آروغ بزرگ» برای هرچه كنفرانس، شورای امنیت، سازمان ملل!
یك «ناز شست» برای عمو سام!
كه چه شرمنده میكند، هر بار در ضیافت صلح!
پس، سهم ما؟!
یك «پاكت پروپیمان»، انواع خاكساری و منتپذیری و دعا!
به پاس این همه آیین مرثیه، غوغای تعزیه فریاد انتقام!
آیا كسی از قلم افتاد؟
سری بیكلاه ماند؟
آری، وامانده «صلح»!
بازنده هماره بازار «جنگ» و «ننگ».
غزه!
دخترك معصوم!
آیا «عطای» این سفره را به «لقایش» خواهی بخشید؟
این «سفره» نیست كه:
كفتار میدرد؛
كركس لاشه میبرد،
جغد ناله و فغان سر میدهد!
و «تو»؟
نويسنده : احمد پورنجاتی
برخورد تمدن ها و گفت وگوي آنها؛ يک بستر و دو رويا
نويسنده : هادي خانيكي
اعتماد:درگذشت ساموئل هانتينگتون استاد صاحب نام علوم سياسي در دانشگاه هاروارد موجب شده است براي بار سوم نظريه «برخورد تمدن ها و بازسازي نظم جهان» در ايران بازخوانده شود. نخستين بار وقتي بود که اين راهبرد در قالب مقاله يي با عنوان «برخورد تمدن ها» چارچوب مفهومي يا پارادايم جديدي را براي تحليل رخدادهاي بين المللي دوران بعد از جنگ سرد در فصلنامه امريکايي «فارين افيرز» در تابستان 1372 (1993) مطرح کرد. طرح اين راهبرد از حد يک مقاله علمي فراتر رفت و به گفته خود هانتينگتون «از دهه 1940 تا آن زمان هيچ يک از مقاله هاي منتشرشده در آن مجله به اندازه مقاله يادشده مورد توجه و بحث قرار نگرفته بود.» در ميان نوشته هاي خود او نيز «اين مقاله در يک دوره سه ساله بيشترين بحث ها را برانگيخت.»