کمتر کسی پیدا می شود که وضعیت موجود جامعه و زندگی خود را وضعیتی مطلوب بداند. در واقع هیچکس به صورت مطلق از وضع موجود طرفداری نمی کند و هر کس وضعی مطلوب و شرایطی آرمانی را برای خود تصویر و ترسیم می نماید و برای رسیدن به آن روشهایی را پیشنهاد می دهد. در این باره تئوریها و مکاتب مختلفی عرضه شده اند. این تئوریها و مکاتب از میان راه حلهای سیاسی، فرهنگی، اقتصادی، و ... به یک، دو، و ... راه حل برای گذار از وضع موجود به وضع مطلوب اشاره کرده اند. اعتقاد ما بر این است که جامعه ایرانی برای رسیدن به وضع مطلوب نیازمند حرکت در جهت رشد و توسعه در تمامی ابعاد مذکور است. لیکن فرهنگ را دارای موقعیتی زیربنایی و نقطه شروع حرکت می دانیم. در میان مقولات و موضوعات متعدد فرهنگی نیز مقوله هویت دارای مرتبه و جایگاهی اساسی و پایه ای می باشد. شناخت و تقویت هویت امری ضروری و البته مشکل میباشد. چرا که به تعبیر حافظ: " وجود ما معمایی است حافظ که تحقیقش فسون است و فسانه"