تبليغاتX
هویت (معمای وجود) - نگاهی به عناصر و دقایق گفتمانی میرحسین
فرهنگی - سیاسی - اجتماعی
 
 

  کلمه-عباس منوچهري*: میر حسین موسوی متولد سال 1320 و کارشناس ارشد در مهندسی معماری است. وی در دوران دانشجوئی از اعضای فعال انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران بود و تا زمان انقلاب اسلامی علیه رژیم شاهنشاهی فعالیت میکرد. پس از پیروزی انقلاب وی در سال 1360 رئیس دولت شد و تا سال 1368، یعنی دوران سخت شرایط جنگ و محدودیت های اقتصادی، مسول اداره کشور بود. وی با اصل قرار دادن توزیع عادلانه امکانات و توسعه زیربنای اقتصادی کشور، كارنامه درخشانی از خود به جای گذاشت. پس از بازنگری قانون اساسی میر حسین موسوی به دعوت دانشگاه تربیت مدرس به گروه علوم سیاسی آن دانشگاه پیوست. وی در مسائل منطقه ای و تحولات سیاسی ایران صاحبنظر است و تحولات جهانی را نیز در طی بیست سال گذشته با دقتی علمی پی گرفته است.

مهندس میر حسین موسوی شاگرد فکری-اخلاقی و سیاسی امام خمینی (ره) است. دغدغه های اصلی او استقلال، آزادی و عدالت اجتماعی است و اسلام رهائیبخش را راه رهائی و زندگی نیک می داند. وی برای کارکرد رهائیبخش دین و ضرورت ارزشهای دینی در زندگی اهمیتی بنیادین قائل است و کرامت انسانی را از ارزشهای شاخص دین رهائی‌بخش می داند. به اعتقاد وی دولت در جمهوری اسلامی مکلف به ادای حقوق مردم است، و آنگاه که توسعه و پیشرفت اقتصادی برای مردم نیکی چون مردم ایران انجام شود همطراز ارزشهاست.

پیام میرحسین

میرحسین موسوی، که شخصیتی است با ابعاد فرهنگی و فرهیختگی و سلوک شخصی، سخت دل نگران استمرار روند جاری امور در کشور است و عزم اصلاح این روندها و انجام کارهای لازم جهت باز سازی اقتصاد کشور را دارد. دغدغه های اصلی مهندس میر حسین موسوی پيرامون وضعيت فعلي كشور  را میتوان بدین ترتیب بر شمرد:

1- کم توجهی به گفتمان انقلاب.

2- کالائی شدن همه چیز در جامعه، حتی ارزشها.

3- استفاده غلط از منابع کمیاب و بخدمت گرفتن آنها برای اهداف خاص و آنی.

4- فرو کاستن حرمت مستضعفین با صدقه دادن.

5- سیاسی شدن بیش از حد فضای سیاسی کشور و به حاشیه رفتن وحدت مردم .

6-رویه شدن مخاطره انگیز قانون شکنی های گسترده در نهاد دولت.

7-عدم شفافیت دولت در رابطه با مردم.

میر حسین موسوی معتقد است که در این مقطع از انقلاب و با توجه به آسیبهای حاصل از عملکرد دولت کنونی، کشور بطور جدی نیازمند ورود راهبرد و رویکرد متفاوتی به عرصه مدیریت اجرائی کشور است. وی به امید رفع موانع پیشرفت و نیز گشودن مسیری جدید برای نیل به اهداف انقلاب وارد عرصه انتخاباتی شده است تا باردیگر در یک شرایط سخت تاریخی یاریگر مردم خوب ایران باشد. او تاکید دارد که باید با قصد تغییر و دگرگونی، برای عبور از مرحله کنونی تلاش کرد.

گفتمان موسوی

میرحسین موسوی می تواند، با توجه به مبانی اصولی و نیز اعتقادات اصلاح‌طلبانه خود، به ظهور یک صف‌بندی سیاسی مترقی در کشور کمک کند. چهار مولفه از مولفه های اصلی گفتمان موسوی عبارتند از اصلاحات مترقیانه، اصول ، خرد گرائی ارزشی- جمعی، و سیاست ورزی اخلاقی. این چهار مولفه عناصری مجزای از یکدیگر نیستند، بلکه با هم کلیتی پویا را ایجاد می کنند. این چهار مولفه، ساحات متعامل گفتمان موسوی اند، گفتمانی که میتوان آنرا گفتمان "اصالت" نامید. اصالت، هم از جهت معنای واژگانی، یعنی اصیل بودن، و هم به شکل استعاره ای، یعنی تلفیق اصول و اصلاحات ترقیخواهانه بکار رفته است. این گفتمان در عین در بر داشتن ظرفیتهایی که در دو جریان "اصول گرائی" و "اصلاح طلبی" برای دستیابی به اهداف مطلوب جامعه، ظرفیتهای قابل توجه ای که از آندو فراتر می رود را نیز داراست .

اصلاحات نزد موسوی خط مشی ها، جهت گیری های عملی است برای انجام آنچه می بایست انجام شود ولی تا کنون نشده است. دیگر اینکه اصلاحات همانا توقف روندهائی است که مخل آسایش و ارزشهای مردم است. موسوی اصلاح طلبی راستین را تلاش برای رفع موانع ساختاری و کارکردی که بر سر راه اعمال حقوق مردم قرار دارد، می داند. به تعبیر موسوی، میتوان با حفظ فرهنگ خود به استقبال آزادی و فضای باز رفت و با ظرفیت سازی تغییرات را تبدیل به فرصت کرد. موسوی تغییرات را به رسمیت می شناسد و برای مدیریت آن تلاش میکند. به گفته وی، فضای آزاد و بازی که پس از پیروزی انقلاب اسلامی در کشور ما ایجاد شده است امری بازگشت ناپذیر است و بایستی در تداوم آن کوشید. وی همچنین معتقد است:

"نظام نتوانسته است در برخی از مسائل، پاسخ های روشنی را به جوانان ارائه کند. ..... اگر رویکرد قبول تغییرات در جهان را بپذیریم و مدیریت تغییرات را بر اساس توانایی ملی و دینی خود پی گیریم، می توانیم به پرسش های نسل سوم هم پاسخ دهیم."

در گفتمان اصالت موسوی، انجام وظیفه دولت از طریق شنیدن سخن مردم ممکن می شود. ارزشها و نیازها نزد مردم است، دولت تابع آنهاست نه قیم آنها. باید فهم نیاز ها و ارزشها از طریق گفتگو با مردم به سیاست و خط مشی و لایحه تبد یل شود. خرد جمعی در گفتگو با مردم است نه در حکم راندن بر آنها. خدمت به مردم باید تابع چنین خرد جمعی باشد نه مسلط بر آن. تدبیر امور از طریق فهم متقابل دولت-مردم ممکن است. نه کارشناسی صرف صحیح است، و نه غفلت از دانش و روشهائی که می تواند در خدمت مردم قرار گیرد. دولت در این میان نقش واسطه را برای تحقق خیر عمومی بازی می کند. استفاده از دانش و کارشناسی و درک درست از نیاز ها و ارزشهای مردم و عمل و حرکت با یاری و مشارکت خود مردم در همه عرصه ها شیوه درست است.

اصلاحات همانا اصلاح رویه ها، تعیین خط مشی هائی که در راستای تحقق حقوق حقه مردم است. رفع و گذار از موانع عینی و ذهنی در مسیر پیشرفت از ارکان اصلاحات موسوی است. ابتناء به اصل توحید و احقاق حقوق شهروندان و ارتقاء جایگاه اجتماعی - مادی محرومان از ارکان برنامه تحول در گفتمان اصالت است. به این معنا، اصلاحات همانا اصلاح رویه ها و تعیین خط مشی هائی است که در راستای تحقق و تجلی ارزشهای اصولی باشد.

حق مردم رکن اصلی گفتمان امام (ره) بوده است. جمهوری اسلامی با اتکاء به حق مردم شکل گرفته است و دولت در جمهوری اسلامی مکلف به ادای حقوق مردم است. فرو کاستن حق مردم به صدقه و وعده بدتر از زیر پا گذاشتن آنهاست. حق و حرمت مردم دو رکن از ارکان انقلاب اسلامی است. ادای حق مردم و حفظ حرمت آنها از وظایف اصلی دولت است. گفتمان "اصالت" دغدغه های عام دارد که مصداق دقیق آن حقوق مردم عادی و خیر آحاد مردم است. شخص، گروه، نفع، تقاضا، مطالبات،... همگی در بطن این دغدغه های عام جایابی می شوند و پاسخ داده می شوند.

موسوی قائل به اصالت پیوند بین اصلاح طلبی و اصول گرائی است. وی معتقد است:

"اصلاح طلبی اساساً بدون داشتن ارزش هایی بنیادینی که به آن ها رجوع کند، امکان پذیر نیست، چرا که اصلاح نوعی عزیمت از نقطه ای به نقطه ی دیگر است و برای این که این عزیمت، جهت داشته باشد، باید به نقطه ای متصل باشد و تکیه کند."

بنابراین، اصلاح طلبی به معنای اتکاء به "اصول و حفظ حریم های اسلامی و انسانی" و همچنین، "پرداختن به عدالت و آزادي و استقلال و توسعه در كنار نگاهي نو و امروزي به جهان و مسائل كشور" است.

"اصول" موسوی، از سوی دیگر، شامل مبانی اعتقادی، ارزشهای اخلاقی، و خط مشی های اجتماعی است. توحید، همبستگی، حق تعیین سرنوشت، زیستمان معنوی، حرمت فردی، عدالت، و آزادگی را میتوان شاخص ترین مصادیق برای "اصول" در گفتمان اصالت" دانست. عطف به میراث اخلاقی انقلاب و هدایت عقلانی - ارزشی برای تحول در کشور از مقومات اساسی گفتمان موسوی اند. بنابراین، اصول برای موسوی همان مبانی و ارزشهائیست که انقلاب اسلامی مبتنی بر آنها و معطوف به اهداف و غایات تعیین شده توسط آنهاست. این ها در گذشته مطرح بوده اند، اما متعلق به گذشته نیستند. این ارزشها از مقومات جریان انقلابی بودند. موسوی بر این باور است که در انقلاب اسلامی، اقشار محروم حاملان واقعی ارزشها بوده اند و بازگشت به قشرهای مستضعف وظیفه بنیادین حکومت است. به گفته وی:

"اگر مجموعه دفاع مقدس و دهه اول انقلاب را نگاه كنيم و اگر درست باشد كه حيات معنوي يک مردم در حال بيداري و خيزش به اخلاقيات است، خواهيم ديد كه سرچشمه اين اخلاق، ايثارگري و فداکاري در ميان اقشار پايين‌دست و فرودست است. اگر آمار كساني كه به جبهه‌ها شتافتند و خود و خانواده‌هاي آنها از همه چيز خود گذشتند را نگاه كنيد خواهيد ديد كه اکثريت قريب به اتفاق اين عزيزان از اقشار پايين جامعه هستند. اگر درست باشد كه اين ارزشهاي اخلاقي بزرگترين سرمايه‌ي اين مردم مي‌توانند باشند، بايد گفت كه در كشور ما شرايطي ايجاد شد و معنويتي درحال شکوفايي بود که اين اقشار را باز به اين زايندگي اخلاقي و ايده‌ها و آرمانها رساند. به همين دليل اين نخبگان انقلاب است كه مديون مستضعفان هستند."

موسوی معتقد است:

"شهيدان محصول گفتمان و فضاي خاصي در جامعه هستند و به صورت چهره‌هاي منفرد در سطح جامعه نبوده‌اند. شايد بتوان گفت چهره اين شهيدان عصاره و چکيده تلاش و مبارزات چند صد سال مردم ايران است و آرزوهاي آنها نيز آرزوهاي چنين مردمي است."

بدین معنا، "اصول" و "اصلاح" در "اصالت" موسوی امتزاجی پویا می یابند، "اصالتی" که متضمن چشم اندازی امید بخش برای آینده پیش روی مردم ایران است. بدین معنا، دورنمای گفتمان اصالت، در حالیکه چشم به واقعیت جاری دارد، رو به سوی آینده است. نگاه موسوی به گذشته برای تبیین و روشن کردن هر چه بیشتر سیمای "حال" است. در "اصالت" وی "اکنون" ایران با فهم گذشته ارزیابی می شود، و با نگاه به آینده جهت داده میشود. لذا، این گفتمان در قید زمانی خاصی محصور نمی شود و گفتمانی است برای تمام فصول.

گفتمان "اصالت" گفتمانی ترقیخواه است. ترقیخواهی مستلزم برنامه و خرد جمعی است، و اصالت موسوی در رویکرد او نسبت به ضرورت برنامه ای است که متضمن عملی کردن وجوه بنیادین گفتمان او، و نیز ابتناء وی به خرد جمعی است.

برنامه موسوی

پیشرفت اقتصادی در راستای حقوق حقه مردم و حفظ حرمت هر ایرانی و همه ایرانیان وظیفه اصلی دولت اسلامی است. بهره گیری از ظرفیتها و قابلیت های متنوع در سطوح و عرصه های گوناگون برای تحقق امنیت و آسایش عمومی و شکوفائی و بهره وری در زندگی فردی و جمعی که عزت و سربلندی و رضایت عمومی - معنوی را به همراه خواهد داشت از مصادیق بارز اصلاحات نزد موسوی است. میرحسین موسوی به تغییر سازوکار تصمیم‌گیری و به هم ریختن سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی و نیز شوراهای تصمیم‌ساز اعتراض دارد. وی با تغییر رویه‌های تصمیم‌گیری از حالت جمعی به حالت فردی مخالف است و از کنار گذاشته شدن مدیران استراتژیک نظام به خاطر ملاحظات خاص ناراضی است. این نگاه میرحسین موسوی به معنی تداوم سازوکار تصمیم‌گیری جمعی و کارشناسانه و توجه به نظر نخبگان در هر رشته و پرهیز از هدر دادن نیروهای کارآمد و استراتژیک نظام در منازعات سیاسی و دوری از تصمیم‌گیری‌های فردی و غیرکارشناسانه است.

موسوی مصمم است با برنامه دقیق و کارشناسانه تحول لازم در عرصه اقتصادی را در راستی دستیابی به اهداف توسعه ملی ایجاد کند. در این راستا تجربه مدیریت کشور در هشت سال بحرانی و دانش و رویکرد کارشناسانه وی مهمترین پشتوانه های وی هستند. بستر سازی برای خلق ارزش افزوده معنوی و مادی در جامعه پر ظرفیت ایران برای فردای بهتر آن از مقومات گفتمان موسوی است:

"جامعه اسلامي يك جامعه‌ي اخلاق‌گرا و ارزش‌گراست. در همان جامعه هم مي‌تواند رشد، پيشرفت، توسعه، سرافرازي و پيشرفتهاي علمي باشد. اخلاق هيچگاه در برابر علم و پيشرفت قرار نمي‌گيرد بلکه به علم و عالمان جهت مي‌دهد و سمت و سوي پيشرفت را نشان مي‌دهد و فضيلتها را بر جهت‌ ها و سمت و سوي پيشرفت، حاكم مي‌كند."

تجدید نظر در سیاستهای حاکم بر نظام مدیریتی کشور امری است که بطور قطع ضروری است. میتوان امیدوار بود که نتیجه ورود مجدد میر حسین موسوی به عرصه اجرائی کشور ايجاد تغيير در سيستم اجرايي كشور، گسترش گفتمان انقلاب اسلامي، و حركتی جدی به سمت نيل به آباداني  و پيشرفت درايران اسلامي باشد.

با ابتناء به "اصالت" موسوی، می توان با ادای حقوق مردم با ابتناء به آموزه های دینی و ارزشها و با استفاده از دانش و ابزارهای موثر، و فراهم کردن زمینه های لازم برای شکوفائی استعدادها و فراهم نمودن فرصت برای هر آنکس که قصد کار و تلاش فردی و جمعی دارد، کارهای بزرگی انجام داد.

*استاد فلسفه سياسي دانشگاه تربيت مدرس

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم فروردین 1388ساعت 11:26  توسط دشتکی  |